حسن حسن زاده آملى
389
هزار و يك كلمه (فارسى)
شده است نوشتهايم ، قضا را دبيرى آموزگار مدارس كه براى سؤالات ادبى با من مراوده داشت اين كرّاسه را به رسم امانت براى استنساخ از ما برده است و ديگر نياورده است ؛ و بر اثر كثرت مشاغل و بعد عهد به كلّى از خاطرم محو شده است كه ما را چنان انگيزهاى و چنين وجيزهاى بوده است ، تا اين كه دبير ياد شده - كه ايزد يارش باد - در تاريخ ياد شده بديدارم آمد و آن را به من برگردانيد كه به صورت اين كلمه در آمده است ، و ليكن از هدف اصلى كه تصنيف كتابى در صرف بوده است بكلّى انصراف حاصل شده است . و نيز چند اثر قلمى ديگر را و چند جلد از كتابهايم را اشخاصى به رسم امانت بردهاند و هنوز ردّ نكردهاند ، لعلّ اللّه يحدث بعد ذلك امرا . « بسم اللّه الرحمن الرحيم مطلع ديباچه نظم قديم اى نام تو بهترين سرآغاز * بىنام تو نامه كى كنم باز اى كارگشاى هر چه هستند * نام تو كليد هر چه بستند در هر زبانى براى تفهيم و رسانيدن معانى مقصود ناگزير ريشهى يك لغت را بصورتهاى گوناگون درآورند ، اين عمل را در كتب ادبى عربى « تصريف » گويند ، و علم آن را « صرف » . فراگيرنده لغت هر قومى ناچار بايد صرف زبان آنان را تعليم گيرد چه اين كه كتب لغت به ترتيب حروف اصلى كه ريشه و ماده آن صورتهااند ، تدوين شدهاند ، و اگر نتواند حروف اصلى را از زايد تجريد كند از يافتن لغت و دانستن آن بازماند . اين كمترين نگارنده محو در صرف و نحو : حسن حسنزاده آملى - بلّغه اللّه الى آماله - در اين رساله بايجاز و اختصار ، پارهاى از مباحث مهمّ صرف زبان عرب را از شرح رضى و شرح نظام بر شافيه ابن حاجب ، و ديگر كتب صرف تلخيص كرده است و در چند فصل برشته تحرير درآورده است تا طالبان را مزيد بصيرتى باشد .